خاطرات بد.....
سلام دخمل خوشگل...... امروز اومدم که از خاطره های بد این 8 ماه بگم..... اول از همه اولین سونو بود....وقتی که رفتم برا سونو دکی سونو گفت کیست نسبتا بزرگی دارم....منم که ناوارد بودم....گفتم یعنی حاملگی الکیه؟؟؟یعنی آزمایشا اشتباهه؟؟؟گفت نه....ولی چون کیست بزرگه باید مدام تحت نظر باشی..که منم بودم.....هر دفعه دکتر یا سونو میرم یه مشکلی هست و یه غمی تو دلم میشینه.....اما منو مامان امیر طاها با کمک خدا و با امیدبه هم این کیستای نامردو شکست دادیم....البته وقتی که کیستم کوچیک شد تازه فهمیدم و مطمئن شدم که این کیست برا شما مفیدم بوده.... حادثه بعدی.... زمین خوردنم بود ...هفته ش دقیق یادم نیست...اما اول مهر بود...که پام رفت رو یه سنگ نامرد و ...
نویسنده :
مامان نیم وجبی
9:43


